مکارم اخلاق تنها راه سعادت بشریت

نکاتی ناب از رسول خدا

نکاتی ناب از رسول خدا

نکاتی ناب از رسول خدا

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به بزرگ و کوچک سلام می نمود و در هنگام صحبت کردن، متبسم بود. با ثروتمند و فقیر یکسان دست می داد و دست خود را نمی کشید تا اینکه طرف مقابل دست خود را بیرون بکشد. آن حضرت به هر کس که می رسید اول سلام می کرد، چه آن شخص ثروتمند بود و چه فقیر، چه کوچک بود و چه بزرگ. اگر پیامبر را برای صرف خوراک دعوت می کردند، آن خوراک را کم نمی شمرد هر چند که آن، خرمایی مانده بود.

حد کمک به نیازمندان

از عجلان روایت شده است: در محضر امام صادق (علیه السلام) بودم که نیازمندی از در وارد شد. امام برخاست و از سبدی که در آن خرما بود، دست خود را پر کرده و به آن نیازمند داد. سپس نیازمند دیگری آمد، امام باز برخاست، مشتی خرما برداشته و به او داد. فقیر سومی آمد، باز مشتی خرما به او داد. برای چهارمین بار نیازمندی آمد، این دفعه امام فرمودند: خداوند به ما و شما روزی دهد. سپس خطاب به من فرمودند: کسی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی نمی خواست، جز آنکه آن حضرت حاجت آن فرد نیازمند را بر می آورد. تا اینکه یک بار زنی پسرش را خدمت رسول خدا فرستاد و به او گفت: نزد پیامبر برو و از او چیزی بخواه. اگر حضرت فرمود چیزی نزد ما نیست، بگو پیراهنت را به من بده!

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا پیراهن خود را در آورد و به او داد. در این هنگام بود که خداوند پیامبرش را به میانه روی سفارش نمود و این آیه را نازل کرد: “نه دست خود را بسته دار و نه بسیار گشاده دار تا اینکه موجب ملول شدن و تهیدستی تو گردد”(سوره اسراء آیه ۲۹).

تواضع رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول خدا هر جا وارد مجلسی می شد کراهت داشت که کسی برای او از جای برخیزد و به همین خاطر مردم جلوی پای رسول خدا بلند نمی شدند، اما موقع رفتن، همراه حضرت برخاسته و ایشان را تا دم در همراهی می کردند. همچنین از امام صادق (علیه السلام) نقل است: هنگامی که رسول خدا وارد مجلسی می شد، در نزدیکترین جایی که می توانست می نشست.

عفت کلام رسول خدا

در خوردن و پوشیدن از خدمتکاران خود بالاتر نبود و هرگز به کسی فحش و ناسزا نمی گفت و هیچگاه همسرش یا خدمتکاری را لعنت نمی کرد. هر گاه در حضور پیامبر کسی را سرزنش می کردند، می فرمود: به او کاری نداشته باشید!

حضرت خشن و بد اخلاق نبود. در بازار صدایش را بلند نمی کرد. در برابر بدی دیگران بدی نمی کرد. حضرت به هر کسی که می رسید، ابتدا سلام می کرد.

شاد کردن یاران

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: پدر بزرگوارم از جد خود امیرالمومنین علی (علیه السلام) روایت کرده است: هرگاه رسول خدا یکی از یاران خود را اندوهگین و غصه دار می دید با شوخی کردن او را شاد می نمود و می فرمود: خداوند دشمن کسی است که با روی گرفته و عبوس با برادرانش ملاقات نماید.

بی تکلّفی پیامبر

از ابوذر روایت شده که گفت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بی هیچ امتیازی میان یاران خویش می نشست بگونه ای که هر وقت شخص غریبه ای وارد مجلس می شد پیامبر را نمی شناخت تا اینکه سوال می کرد رسول خدا کدامیک از شماست. لذا ما از رسول خدا خواستیم که جای خاصی را برای خود اختصاص دهد تا افراد تازه وارد او را بشناسند. سپس برای آن حضرت سکویی گِلی! درست نمودیم و پیامبر روی آن می نشست و ما در دو طرف او می نشستیم.

هفت خصلت پیامبر

رسول خدا فرمودند: پروردگارم مرا به هفت خصلت سفارش فرموده است: همه کارهای آشکار و پنهانم را فقط برای خدا انجام دهم. از کسی که به من ستم کند گذشت نمایم. بخشش نمایم به آن کس که مرا محروم سازد. صله رحم نمایم و بپیوندم با هر کس که با من قطع رابطه نموده است و همچنین خاموشی ام برای تفکر و نگریستنم برای عبرت گرفتن و پند آموزی باشد.

توصیه به لشکریان

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می خواست لشکری را بجنگ بفرستد آنها را به تقوا و ترس از خدا سفارش می کرد. سپس می فرمود: به نام خدا و در راه خدا با کافران بجنگید، مکر نکنید و خیانت نورزید، کودکان و اشخاصی را که در کوه عبادت می کنند به قتل نرسانید، درختان خرما را آتش نزنید. چون با دشمنان روبرو شدید، آنها را به یکی از سه کار: مسلمان شدن، مالیات دادن و یا دست از جنگ برداشتن دعوت فرمایید، پس اگر یکی از سه کار را انتخاب کردند از آنها قبول کنید و دست از جنگ بردارید.

مطالب مرتبط

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − 8 =