مکارم اخلاق تنها راه سعادت بشریت

شمایل و کلیات اخلاقی رسول خدا

شمایل و کلیات اخلاقی رسول خدا

شمایل و کلیات اخلاقی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چگونه بود؟

ما در این مجال، روایاتی در مورد شمایل مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آورده ایم و هدفمان یکی تبرک و تیمن جستن بود و دیگر آنکه در این احادیث مقداری به اخلاق و آداب حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) اشاره شده است.
امام حسن (علیه السلام) فرمودند: از دایی ام هند بن ابی هاله که از توصیف کنندگان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، خواستم که قدری پیامبر (صلی الله علیه و آله) را برایم توصیف نماید تا بدین وسیله علاقه ام نسبت به آن حضرت بیشتر گردد. دایی ام قبول کرده و گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در دیدگاه و منظر هر بیننده ای بسیار بزرگ و با وقار جلوه می کرد.

محبوبیت پیامبر خدا

آن حضرت در دل مردم جا داشته و عزیز بود. صورت مبارکش چونان مه شب چهارده درخشان بوده و رنگ چهره شریفش سفید مایل به سرخ بود. آن حضرت نه لاغر بود و نه چاق، صورتی سفید و نورانی، چشمانی بزرگ و سیاه، ابروانی سیاه و باریک و پیوسته داشت. سر مبارکش بزرگ و متناسب و قدش متوسط بود. پیشانی او بلند، بینی اش کشیده و باریک بود. ابرو های آن حضرت پیوسته و گونه هایش برجسته بود. رسول خدا آهسته و موقرانه گام بر می داشت و قدم‌ها را بر زمین نمی کشید.

ایشان وقتی راه می رفت مانند کسی که روی سراشیبی حرکت کند، راه می رفت. او در عمل به کارهای نیک از همه سبقت می گرفت. هنگام لبخند دندانهایش چون دانه های تگرگ نمودار می شد و خیلی زود سپیدی دندانهایش مانند برقی در زیر لبانش پنهان می شد.

هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می خواست به طرف جلو یا پشت سر خود نگاه کند با همه بدن خود بر می گشت. در بیشتر مواقع نگاهش به زمین بود و آن قدر نافذ بود که کسی را یارای خیره شدن بر آن حضرت نبود و به هیچکس خیره خیره نگاه نمی کرد بلکه لحظه ای و گذرا می نگریست و به هر کس بر می خورد در سلام از او سبقت می گرفت.

نحوه سخن گفتن رسول الله

امام حسن (علیه السلام) فرمودند: از دایی ام خواستم که نوع و طرز سخن گفتن پیامبر را برایم توصیف کند. اوگفت: پیامبر بطور دائم در حال فکر بود و بیشتر اوقات خاموش بود و تنها موقع ضرورت و احتیاج سخن می گفت. هنگام سخن گفتن از ابتدا تا انتها به آرامی لب به سخن می گشود. سخنانش مختصر و جامع بود. به هیچکس ستم نمی کرد و هیچکس را کوچک و پست نمی شمرد. نعمت هر چند ناچیز در نظرش بزرگ جلوه می کرد. هرگز دنیا و سختی‌هایش او را خشمگین نساخت. هنگام پایمال شدن حقی آنچنان غضبناک می شد که کسی را نمی شناخت و از هیچ چیز نمی ترسید تا آن هنگام که حق را یاری دهد.

وضع داخلی خانه پیامبرخدا

امام حسین (علیه السلام) فرمودند: در باره وضع داخلی خانه پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) از پدرم سوال نمودم، ایشان فرمود: پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) به اختیار خود به منزل می رفتند و در خانه وقت خود را به سه بخش تقسیم می نمود. یک قسمت آن را صرف عبادت کرده و قسمتی را برای اهل خانه اش در نظر می گرفت و بخشی را هم به خود اختصاص می داد.

آن بخشی که مربوط به خودش بود را صرف دادن دستورات وفرمانهای لازم به یاران خاص خود و امر نمودن آنان برای رسیدگی به کارهای عمومی مردم می نمود و چیزی را از این بخش به کارهای خصوصی و شخصی خود اختصاص نمی داد و اهل فضل و دانش را همه وقت می پذیرفت و به هر کس به مقدار دانش و بینشی که در دین داشت احترام می گذاشت.

امام حسین (علیه السلام) فرمودند: از پدرم در مورد روش و سیره پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در بیرون از منزل سوال نمودم، ایشان فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) زبان خود را از بیان سخنان غیر لازم نگاه می داشت و با مردم مأنوس بود و آنها را از خود فراری نمی داد. به بزرگ هر قومی احترام می گذاشت و او را حکمران قومش می نمود. از یاران خویش دلجویی می کرد و از مردم احوال دیگران را می پرسید.

اطرافیان و مجالس پیامبر خدا

اطرافیان پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) را افراد نیک تشکیل می دادند و با فضیلت ترین آنها نزد پیامبر خیر خواه ترین ایشان برای مردم بود و با عظمت ترین آنها، آن کس بود که بیشتر در حق مردم مواسات و همراهی داشت.

به اطرافیان خود می فرمود: نیاز و حاجت اشخاصی که به من دسترسی ندارند را به من ابلاغ نمایید و آگاه باشید هر کس که نیاز شخص ناتوانی را نزد حاکم بازگو کند خداوند نیز قدمهای او را در روز قیامت محکم و استوار می سازد.

امام حسین (علیه السلام) فرمودند: از پدرم درباره وضعیت مجلس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسش نمودم، آن حضرت فرمود: پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هیچ مجلسی نمی نشست و بلند نمی شد جز آنکه پیوسته یاد خدا بود. در مجالس جای مشخص و معینی برای خود بر نمی گزید و از این کار نهی هم می فرمود. هنگامی که وارد بر جمعی می شد در هر جای خالی که وجود داشت می نشست.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) حق هم مجلسی های خویش را بخوبی ادا می فرمود به گونه ای که هیچکس احساس نمی نمود دیگری نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) محترم تر از او می باشد. حضرت با هر شخصی که می نشست صبر نموده، منتظر می شد که او خود از جای بلند شود.

هر کس برای رفع نیازی به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رجوع می کرد، یا نیازش بر آورده می گشت یا آنکه با کلام دلنشین پیامبر راضی می گشت مثل زمانی که حاجتش بر آورده شده است.

مطالب مرتبط

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − شش =